تولدم مبارک! :)

 

 

الان؟ یه جور عجیب و سبک خوشحالم. بهترین جشن تولدی بوده که تاحالا داشتم. از اون ور که پ رفته المان پیش ط و تولد خودش رو اونجا گرفتن و واسه من هم با سین سه تایی شعر خوندن و فرستادند. دیشب هم که تولدم بود خونه ی واو با نون و نون و میم و میم و پ, دور همی و کوچیک و با اینکه نصفمون سرما خورده بودیم ولی خیلی خوش گذشت بهم. الان هم که با داداشم اسکایپ میکردم و دیدم همه رو دعوت کرده خونه‌اش و واسم کیک گرفتن و تولد و فلان! دوتا موجود دوساله ی بامزه هم دو دقیقه یه بار داد میزدند تیلدت میارک! بخش سوررئال ماجرا هم جایی بود که من داشتم با بابا تلفنی صحبت میکردم صدای جماعت میومد که دارن شمع کیک تولد منو فوت میکنند و تولدت مبارک میخونند واسم. یه جورایی هم بودم هم نبودم. حس عجیب نازک نمناکی بود. 

 

هرچی بیشتر میگذره بیشتر به این نتیج میرسم که تهش, ته تهش, خونواده است که میمونه واسه آدم...

 

 

 

/ 0 نظر / 8 بازدید